تله «بهترین راه‌حل‌ها» (Best Practices)

  • 1400/06/18
  • مدیریت
  • 1 دقیقه خواندن

در دنیای مدیریت، جستجو برای قطعیت، یک وسوسه دائمی است. رهبران تحت فشار هستند تا سریع‌ترین و کم‌ریسک‌ترین مسیر را برای رسیدن به نتیجه پیدا کنند. در این میان، مفهوم “بهترین راه‌حل‌ها” (Best Practices) مانند یک راه نجات درخشان به نظر می‌رسد: یک نقشه راه اثبات‌شده که توسط شرکت‌های موفق پیموده شده و اکنون در دسترس ماست تا به سادگی آن را کپی کنیم.

اما اگر این نقشه‌ها، خودشان بخشی از مشکل باشند چه؟ اگر پیروی کورکورانه از آن‌ها، نه تنها ما را به مقصد نرساند، بلکه توانایی مسیریابی ما را برای همیشه از بین ببرد؟

جذابیت مرگبار نقشه دیگران

“بهترین راه‌حل‌ها” وعده‌های جذابی می‌دهند: کاهش عدم قطعیت، صرفه‌جویی در زمان و انرژی، و مهم‌تر از همه، گریز از ریسک شکست. وقتی شرکتی مانند گوگل یا اسپاتیفای مدلی را با موفقیت پیاده می‌کند، به نظر منطقی می‌رسد که دیگران نیز از آن الگوبرداری کنند. این کار، به تصمیمات ما مشروعیت می‌بخشد و در برابر مدیران و سهامداران، قابل دفاع به نظر می‌رسد.

اما این نگاه، یک فرض بنیادین و خطرناک را نادیده می‌گیرد: این فرض که سازمان‌ها مانند ماشین‌های قابل تعمیر هستند و قطعه‌ای که در یک ماشین کار می‌کند، در ماشین دیگر نیز به همان خوبی کار خواهد کرد.

نقص سیستمی: هر سازمان، یک اکوسیستم منحصربه‌فرد است

از دیدگاه سیستمی، یک سازمان یک ماشین نیست؛ یک اکوسیستم زنده است. موفقیت یک “بهترین راه‌حل” در یک شرکت، نتیجه تعامل آن راه‌حل با مجموعه‌ای بی‌نظیر از عوامل پنهان است: فرهنگ نانوشته، تاریخچه تصمیمات گذشته، دینامیک‌های قدرت، روابط بین افراد و جایگاه منحصربه‌فرد آن در بازار.

کپی کردن یک “بهترین راه‌حل” مانند آن است که یک گیاه خاص را که در جنگل‌های آمازون رشد می‌کند، برداریم و انتظار داشته باشیم در صحرای آفریقا نیز به همان خوبی شکوفا شود. بدون خاک، رطوبت و اکوسیستم حمایتی مناسب، آن گیاه به سرعت از بین خواهد رفت. به همین ترتیب، یک ساختار سازمانی یا فرآیندی که در فرهنگ باز و تجربی گوگل متولد شده، وقتی به یک سازمان سنتی و سلسله‌مراتبی پیوند زده شود، نه تنها کار نمی‌کند، بلکه توسط “سیستم ایمنی” فرهنگ موجود پس زده می‌شود.

عواقب ناخواسته پیروی از نقشه

پیوند زدن راه‌حل‌های بیرونی به یک سیستم زنده، عواقب ناخواسته و مخربی به همراه دارد:

  1. سرکوب یادگیری و نوآوری: وقتی پاسخ از بیرون می‌آید، سازمان ظرفیت حیاتی “یادگیری از طریق تجربه” را از دست می‌دهد. تیم‌ها به جای حل خلاقانه مسائل بر اساس زمینه منحصربه‌فرد خود، به مجریان منفعل دستورالعمل‌ها تبدیل می‌شوند.
  2. ایجاد مقاومت پنهان: کارمندان و مدیران میانی، به درستی احساس می‌کنند که زمینه و واقعیت‌های روزمره آن‌ها نادیده گرفته شده است. این حس، منجر به مقاومتی می‌شود که لزوماً به شکل مخالفت مستقیم نیست، بلکه به صورت بی‌تفاوتی، تاخیرهای ناموجه و اجرای صوری فرآیندها خود را نشان می‌دهد.
  3. تولد “فرقه‌های بار” (Cargo Cults): این اصطلاح به تقلید از آداب و رسوم بدون درک اصول زیربنایی آن اشاره دارد. سازمان‌ها ممکن است تمام مراسم چابک (Agile) مانند جلسات استندآپ روزانه را برگزار کنند، اما بدون درک روح همکاری و بازخورد سریع، این جلسات به یک تشریفات بی‌معنی و زمان‌بر تبدیل می‌شوند.

جایگزین سیستمی: از “بهترین راه‌حل” به “اصول مولد

رویکرد سیستمی، “بهترین راه‌حل‌ها” را به طور کامل رد نمی‌کند، بلکه لنز نگاه به آن‌ها را تغییر می‌دهد. به جای پرسیدن آن‌ها چه کاری انجام می‌دهند؟، ما می‌پرسیم این راه‌حل، پاسخ به چه مسئله‌ای در آن زمینه منحصربه‌فرد بوده است؟

به جای کپی کردن راه‌حل، ما به دنبال استخراج اصول هستیم.

  • به جای کپی کردن مدل اسکوادهای اسپاتیفای، اصل “دادن استقلال به تیم‌های کوچک و نزدیک به مشتری” را استخراج می‌کنیم و سپس می‌پرسیم: “بهترین ساختار برای پیاده‌سازی این اصل، در فرهنگ و زمینه ما چیست؟”
  • به جای کپی کردن فرآیند OKR گوگل، اصل “ایجاد همسویی شفاف بین اهداف استراتژیک و فعالیت‌های روزمره” را استخراج می‌کنیم و می‌پرسیم: “ساده‌ترین و موثرترین راه برای ایجاد این همسویی در سازمان ما کدام است؟”

جمع‌بندی: قطب‌نما، نه نقشه

در نهایت، تکیه بر “بهترین راه‌حل‌ها”، تلاشی برای outsourcing تفکر استراتژیک است. این رویکرد، سازمان را به یک دنباله‌رو تبدیل می‌کند، نه یک پیشرو.

ماموریت ما در آکادمی سیستم، دادن نقشه‌های بیشتر به شما نیست. ماموریت ما، کمک به شما برای ساختن قطب‌نمای درونی سازمانتان است؛ ظرفیتی که به شما امکان می‌دهد در هر سرزمینی، حتی اگر کاملاً ناشناخته باشد، بهترین مسیر را برای خودتان پیدا کنید.

برای تامل: آخرین باری که یک “بهترین راه‌حل” را در سازمان خود پیاده کردید، چه نتایج غیرمنتظره‌ای مشاهده نمودید؟ آیا این راه‌حل، ظرفیت درونی شما را افزایش داد یا کاهش؟

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *